تبليغاتX
sparethra
یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385
کشتن ما با پنبه یا آرایش، مد و ...
یه لینک جدید گذاشتم تو بخش پیوند های روزانه به اسم "کشتن ما با پنبه" که به نظرم جالب اومد...کلا مساله مد و حتی آرایش واسه من همیشه یه موضوع قابل بحث بوده که سوای بحث شخصی بودنش به نظرم میشه روی کلیتش بحث یا حداقل تبادل نظر کرد. مقاله اینجوری شروع میشه:
"1. به عنوان یک زن چقدر از هیکل و قیافه خودتون راضی هستید؟ چند بار برهنه روبروی آینه ایستادید و به بدن خودتون نگاه کردید؟ چقدر از دیدن هیکل بدون لباس خودتون و شریکتون در روشنایی کامل لذت میبرید؟ چقدر در لباسهایی که فرم بدنتون رو کاملا نشون میده راحت هستید؟ چند بار با رضایت از فرم بدنتون به عنوان یک بدن ایده آل حرف زدید؟ اصلا میدونید وزن سالم برای قد و سن شما از چند کیلو تا چند کیلو هست؟
۲. چند بار لامپ اطاق خواب رو شما زود تر خاموش کردید؟ چند بار لباسی خریدید که هرچند رنگش رو دوست نداشتید اما فکر کردین شما رو لاغر تر نشون میده؟ چند بار تو رژیم های عجیب و غریب من در اوردی بودید؟ چقدر خرج مواد شوینده و آرایشی میکنید برای اینکه چهره و قیافه واقعی خودتون رو بپوشونید؟ چند بار گفتید که از شکم و باسن و سینه و دست و پا و دماغ و لب و چشم تون بدتون میاد و دلتون میخواد همشون رو عمل کنید؟ چند بار ته دلتون حرف کسی رو که گفته " خوشگلم, تو قشنگترین و بهترین هیکل دنیا رو برای من داری" باور نکردید و فکر کردید داره خرتون میکنه؟
فکر نمیکنید عددهای جوابهای بخش دوم یه ذره زیادی بالاتر از عددهای قسمت اول هست؟"

دوست دارم کل مطلب رو بخونین و اگه شد دربارش تبادل نظر کنیم.
نوشته شده توسط روزبه در 22:49 | | لینک به این مطلب
یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385
مهتابی وملکوت و درگرگ ومیش راه
قراراست در بخش معرفی کتاب نوشته هایی را که مستقیم یا غیر مستقیم به بحث مسائل فرهنگی اجتماعی وحقوقی زنان ومردان پرداخته اند معرفی کنیم به خصوص آنجا که تبعیض ها رنگ می گیرد و تفاوت ها خواسته وناخواسته پر رنگ می شود و یا..... کتابی را چندماه قبل خوانده بودم <STRONG>مهتابی وملکوت</STRONG> نوشته مصطفی اسلامیه از نشر اگاه زمستان ۸۴ را به شما توصیه میکنیم جدای ازمحتوای کتاب نوع نگارش ان اززبان راویان مختلف و شخصیت های کتاب با نگاههای متفاوت جالب است .موضوع اماشاید کمی اغراق گونه باشد اما فضای ترسیم شده در آن را همین الان هم دربسیاری ازخانواده هامی توا سراغ گرفت نگاه فرودستانه حمایتی و اقتدار گرا به جنس زن و.....بخوانید وقضاوت کنید </P>
<P><STRONG>درگرگ ومیش راه</STRONG> هم کتاب خوبی است چاپ ۸۴ براساس واقعیت زنی در روستایی دربوشهر فیلم زینت نیز بر اساس آن ساخته شد اما کتاب هم مفصلتر است و هم جسور تر از قیلم که اگر نوشته های کتاب همه اش به فیلم درامده بود شاید کار شیرن تر وبهتر درمی امد بسیاری از کارها وجسارت های زنیت که برای من خواننده کمی غیر قابل باور اما شدنی است درکتاب هست که درفیلم نیامده داستان زنی روستایی درجامعه ای به شدت مرد سالار که در نوع خود به نهایت ساختار شکنی دست می زند بخوانیدش خواندنی است </P>
نوشته شده توسط مهسا در 2:31 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385
سری به کانو ن اصلاح و تربیت دختران اصفهان

کانون اصلاح وتربیت دختران اصفهان تا پیش از عید ۸۵ که من به همراه عده ای از خبرنگاران  بازدیدی از آن داشتیم  سه میهمان داشت نمی دانم شاید به احتمال زیاد تا کنون مهمانان دیگری نیز به ساختمان تازه ساز  کانون اضافه شده باشد اما آن زمان سه دختر که صلاح نمی دانم اسامی شان را بنویسم  چند ماهی بود که ساکن آنجا بودند  به سه جرم  که آن را زبان خودشان می نویسم نه مسول کانون .اولی: شرکت در سرقت مسلحانه در سن۱۴ سالگی . دومی: قتل شوهر وسومی  به گفته خودش به جرم در آمدن به صیغه مردی  و ایجاد رابطه با او..؟

هر سه این ها هنوز به سن ۱۸ سالگی نرسیده اند برای همین درکانون نگهداری می شوند  در  فضایی به مراتب بهتر ازبند زنان در زندان   .جرم اولی جرمی است همپایه جرمهای مردانه .  فقر .و فشار  نااگاهی  و اجبار از سوی هم دستان (پسر ) اما جرم دومی کاملا زنانه است  همسر کشی جرمی که این روزها بیشتر خاص زنان است تا مردان می گوید ۱۴ سالگی ازدواج کردم  با هم اختلاف داشتیم  طلاقم نمی داد یک روز با هم دعوا کردیم من تحملم را ازد ست دادم  خودش می گوید  یک لحضه دچارجنون آنی شدم نفهمیدم چه کردم  اما بعد دیدم او غرق به خون است . با اسلحه خودش اورا کشتم  و سومی  از اوضا ع نابسامان خانواده اش می گوید اینکه با مردی در سرکوچه آشنا شده مردی که همسر داشته و با او رابطه برقرارکرده  میگوید من صیغه اش شدم نمی دانستم صیغه شدن دختر باکره و  سس ایجاد رابطه  جرم است  میگوید من اگر از اینجا هم خلاصی یابم امیدی به بهبود شرایط و بازگشت به یک زندگی عادی ندارم می گوید مادرم قبولم نمی کند. او با جدیت از آینده  مبهم خودمیگوید .آینده ای که هم من و هم او می توانیم حدس بزنیم تنها راه باقی مانده برای زنده ماندن  در آن چیست . چند وقت دیگر این سه به سن قانونی میرسنند وقت محاکمه شان فرا می رسد  وجامعه وقانون و دادگاه و... مهر قاتل .دزد وبی سیرتی را از هم اکنون بر پیشانی اینها حک کرده اند  در کانون مددکار هست اما دخترهابیشتر به حمایت های قانونی نیازدارند . به مشاور حقوقی . به دادگاه .قاضی . وکیل و خانوداه ای که بداندوبفهمد اینها مجرم نیستند اینها خود قربانی اند.  قربانی جامعه و خانوداه ای که جهل و فقر  و خشونت را مدام باز تولید می کند  جامعه ای که مناسبات حقوقی ومدنی اش آنچنان ناکارا و  دور از واقعیات امروزاست که  ثمره اش اینانند

نوشته شده توسط مهسا در 14:14 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385
خشونت .بازهم خشونت

 

- چند روز قبل در  رودخانه زاینده رود جسد دختر 19 ساله ای در یک گونی پیدا شد  در حالی که دستهایش باسیمی سخت  به زیر زانوانش بسته  شده بود جسد این دختر بدون پوشش درون گونی انداخته شده بود کارشناسان علت مرگ را خفگی اعلام کرده اند

 - یک هفته قبل نیز چهار مرد مسلح به سلاح سرد با حمله به اتاقک سرایداری دریک مجتمع مسکونی درنزدیکی اصفهان پس از مجروح کردن مرد خانه همسر او را می ربایند و پس از تجاوز به او رهایش می کنند

سوال از اتفاق نخست  :علت مرگ – به احتمال زیاد اورا کشته اند (به هر وسیله ای )

چرا- مرگ یک دختر در این سن و با این شیوه به نظر شما چه دلیلی می تواندداشته باشد   قائدتا  شما هم تصدیق می کنید که اختلافات خانوادگی –مالی- دزدی -دعوا و…..برای اینکه جزو احتمالات پلیسی جنایی چنین مرگی  قرار گیرد چندان قابل قبول نیست

زمانی که اورا عریان درون یک گونی می اندازندو شبانه (به احتمال زیاد ) درون آب می اندازندش مهمترین عاملی که به ذهن من و شما و حتی پلیس هم می رسد.تجاوز و قتل به علت ترس از شناسایی یا درگیری است

سوال از اتفاق دوم- علت: چرا و چگونه دریک کشوری  اسلامی  که پلیس ادعایش ازفرش به عرش رفته چهارمرد به خود جرات می دهند به خانه ای حمله کنند و زنی رامقابل چشم همسرش ربوده وبه او تجاوز کنند

 زمانی می گفتند دختر امانت است اول به دست خانواده و بعد شوهر – دختر موجودی پنداشته می شد و هنوز هم می شود  که نیاز به نگهدار نده و حامی دارد تصور این بود که او نمی تواند از خود به تنهایی در برابر جامعه  پر از گرگ نگهداری کند  و مرد است که می توانداین وظیفه رابر دوش  کشد.درمقابل ما چه کردیم   به جای اصلاح قوانین در جهت بهبود وضعیت زنان . به جای آموزش در مدارس وفرهنگ سازی  به جای سعی در تغییر تصورات غلط در مورد زنان وبه جای توانمند سازی و بالابردن اعتماد و اتکا به نقس زنانمان  و استفاده از الگوهایی که در سایر کشورها در جهت کاهش خشونت به خصوص خشونت های جنسی علیه زنان کارامد بوده  آمدیم و چتر حمایتی مردانه  را گسترده تر کردیم  مخصوصا این روزها و با آمدن دولت نهم بیشتر و بیشتر شاهد این  لطف هستیم  ودست مهرورزی که برسر زنانمان کشیده می شود . شاید این اتفاق و نمونه کوچک توانسته باشد اشتباه بودن ا ین نوع  تئوری حمایتی را ثابت کند  شما چه می گویید؟
نوشته شده توسط مهسا در 13:54 | | لینک به این مطلب
یکشنبه دهم اردیبهشت 1385
گزارش تصويری از فوتبال زنان ایران-برلین

گزارش تصويری از بازی ۱ - ايسنا
گزارش تصويری از بازی ۲ - ايسنا
گزارش تصويری از بازی ۳ - ايسنا
نوشته شده توسط شیده در 16:19 | لینک به این مطلب
جمعه یکم اردیبهشت 1385
سقط جنین آری یا نه!
نظر شما چیست؟
نوشته شده توسط روزبه در 22:19 | | لینک به این مطلب